السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
32
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
كلى و نظامهاى اساسى آفرينش كه پايهء اين حركت است ، به طور ثابت و بدون هيچگونه تحول و تكامل مىباشد . خود « حركت » و « تحول » يك ناموس ثابت و بدون تغيير و تحول است . « قانون عليت » ، قانون « عدم تخلف علت از معلول » ، قانون « سنخيت علت و معلول » و امثال اينها از قوانينى است كه به هيچوجه دستخوش تغيير و تحول نمىگردد . جامعهء بشرى نيز بايد در يك سلسله معارف اصولى و قوانين كلى تشريعى و اصول و مبانى خللناپذير اخلاقى ، ثابت و پا بر جا باشد . معارف اصولى اسلامى از قبيل توحيد و معاد هميشگى و غيرقابل تحول است . قوانينى از قبيل اصول حاكم بر روابط كلى خانوادگى و اجتماعى نيز غيرقابل تحول است . مبانى و اصول اخلاقى از قبيل خوبى عدل و داد ، وفا و صداقت ، درستكارى و امانت ، جود و سخاوت ، بدى و ظلم و ستم ، عصبيت و عناد ، دروغگويى و حسد . . . اينها همه غيرقابل تحول است . مالكيت و قوانين ثابت ديگر اسلامى كه به مقتضاى فطرت بشرى و نظام ساختمانى انسانها تشريع شده ، هميشه پا بر جاست . در اصول ثابت اخلاقى تحول پديد نخواهد آمد و فىالمثل عدل و داد به صورت يك خوى ناپسند و مطرود ، در نخواهد آمد و ظلم و ستم يك مرام نيكو و پسنديده نخواهد شد . . . . « 1 » با عطف نظر ديگر به دستگاه آفرينش ، در مىيابيم كه اين دستگاه با حفظ اساس كلى نظامها در محور اصول ثابت و هميشگى و تغييرناپذير آفرينش ، مىجوشد و مىخروشد و با سرعت غيرقابل تصورى به سوى يك هدف پيش مىرود . . . .
--> ( 1 ) . در مورد مصاديق ثابت و متغير به خصوص در مورد احكام ، جاى بحث باز است . مخصوصاً با مطالبى كه پس از برقرارى نظام جمهورى اسلامى و به خصوص در سالهاى اخير در كتب و مقالات و مباحث آمده است